
آدم ها تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن ...
وقتی بزرگتر می شن ،پول دارن اما وقت ندارن ...
وقتی هم که پیر میشن ،پول دارن وقت هم دارن اما....
مادرندارن..!
مادر ها با حوصله راه رفتن رو به بچه هاشون یاد میدن
ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن ...
"فند" خون مادر بالاست
دلش اما همیشه "شور" میزند برای ما ...!
اشک های مادر، مروارید شده است در صدف چشمانش:
دکترها اسمش را گذاشته اند آب مروارید .
حرف ها دارد چشمان مادر ، گویی زیر نویس فارسی دارد :
دستانش را نوازش میکنم داستانی دارد دستانش ...
شرمنده می کند فرزند را ، دعای خیر مادر ، در کنج خانه سالمندان
دست پر مهر مادر
تنها دستی است
که اگر کوتاه از دنیا هم باشد
از تمام دستها بلندتر است .....
سرم را نه ظلم می تواند خم کند
نه مرگ ، نه ترس
سرم فقط برای بوسیدن دستهای تو خم می شود مادرم !
آدم پیر می شود وقتی مادرش را صدا می زند اما
صدایی نمی شنود
بیایید از همین حالا قدردان باشیم
"مادرم روزت مبارک"